أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

250

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

شيخ شمس الدين مظفر « 150 » شيخى عفيف ، متدين ، فاضل و كامل بود يعنى عفت و ديانت و فضل و كمال داشت و صاحب ورع و تقوى بود و قيام بامر خداى تعالى مينمود و حقوق بندگان خداى تعالى ميگزارد و وعظ ميفرمود در رباط شيخ ابراهيم كرجى رحمت الله عليه و او را اورادى در طاعت و اجتهادى در عبادت بود و حكايات بسيار از او نقل كرده‌اند در اسانيد . و روايات بيشمار اهل اخبار از وى نموده‌اند در رباعيات و خماسيات و سداسيات و سباعيات . و به خط شريف خود بسيار حديث نوشته و اجازه‌ها فرموده . وفات او در سال ششصد و چيزى « 151 » از هجرت بود و او را دفن كردند در نزديك پدر و برادر خود رحمت الله عليه . حاجى امام الدين حسن « 152 » ميگويند او را در طفلى كوفتى « 153 » در پاى بود شبى از شبها حضرت رسالت صلى الله عليه و آله و سلم را در خواب ديد و آن حضرت دست كريمه خود در پاى او بماليد در حال آن كوفت از پاى او برفت و پايش راست شد بعد از آن مسافرت كرد و حج بيت الله گزارد و مشايخ بسيار ديد و استفاده از ايشان كرد و در جامع عتيق وعظ ميفرمود و عبادتى خوش و آوازى دلكش داشت و او را ذوقى و وجدى و شوقى و گريهء بود و بيتى چند در اين معنى فرموده :

--> ( 150 ) - الشيخ شمس الدين ابو المويد عمر بن المظفر ( شد الازار ) . ( 151 ) - توفى فى سنه . . . و سبعمائه ( شد الازار ) . ( 152 ) - الحاج امام الدين ابو المظفر حسن بن محمد بن اسعد بن المظفر ( شد الازار ) . ( 153 ) - جها : او را در طفلى گوىپا بود - متن شد الازار چنين است : كان فى مبدأ حاله احنف - ( احنف كج‌پا و آنكه انگشت پاى وى به طرف ديگر انگشتان برگشته و آنكه بر پشت قدم از طرف انگشت خرد راه رود . و انكه در سينه قدم وى كژى بود - ناظم الاطباء ) .